برچسب:
نویسنده: رضا شمس
و پدر...
با چشمانی درخشان و چهره ای شکسته از رنج دوران!نگاهش که می کنم در چشمانش برق محبت موج میزند.او انگار با چشمانش هم چنان به ناز کردنم مشغول است.
برچسب:
نویسنده: رضا شمس
می تراود مهتاب،می نویسد قلم،می افشاند آفتاب،در تکاپوی این کرانه ی بی حد و مرز،اینجا سایه ها رنگی اند!و امید از دلها زبانه می کشد!اینجا محل تلاقی احسا
برچسب:
نویسنده: رضا شمس
برچسب:
نویسنده: رضا شمس

یه وقتایی لازمه یکی کنارت باشه ...
کاری نکنه و حرفی نزنه ها !
فقط باشه ...

برچسب:
نویسنده: رضا شمس
گریزان ز منی و من سوی بیابان
الحذر الحذر
ز چنین یاران...
برچسب:
نویسنده: رضا شمس
برچسب:
نویسنده: رضا شمس
در اینترنت و در بین نظرات وبلاگم گردش می نمودم(که الان فضای وبلاگی همچون گورستانی ساکت و سرد است) به وبلاگ زهرا دختر همکارمون خانم رسولی برخوردم که ما
برچسب:
نویسنده: رضا شمس